عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
21
منازل السائرين ( فارسى )
موجب ورود به وادى توبه خواهد بود و لذا هرگز مرتكب گناه نشود و حرمتشكنى را مايهء شرم و خجالت بداند . ج ) صحبة الصالحين در صحبت صالحين ، سالك مؤدب به آداب آنها و متخلق به اخلاق ايشان شده و وارد جمع آنان مىگردد چرا كه صالحان ، متخلق به اخلاق الهىاند . در بعضى از نسخ ، صحبة السالكين آمده است اما مراد ، سالكان صالح و خيرانديش است ، لذا اين حديث اهل دل را بشنو كه گويد : من اراد ان يجلس مع اللّه فليجلس مع اهل التصوف . « 1 » كسى كه اراده كرد با خدا بنشيند با اهل طريقت بنشيند . به قول مولوى : دل ترا در كوى اهل دك كشد * تن ترا در حبس آب و گل كشد هين غذاى دل طلب از همدلى * رو بجو اقبال را از مقبلى « 2 » دستزن در ذيل صاحب دولتى * تا ز افضالش بيابى نعمتى صحبت صالح ترا صالح كند * صحبت طالح ترا طالح كند انسان وقتى با زنده دلان مىنشيند دل مردهاش زنده مىشود ، بالعكس اگر با مرده دلان معاشرت كند خود نيز خواهد مرد . جلال الدين مولوى زيبا گفته است : اى خنك آن مرده كز خود رسته شد * در وجود زندهاى پيوسته شد واى آن زنده كه با مرده نشست * مرده گشت و زندگى از وى بجست « 3 » لذا مولوى قدّس سرّه حقيقت يقظه را در درك حقايق و كشف اسرار عالم هستى مىداند ، سالكى كه نتواند منظر حقايق را تماشا كند مردهاى بيش نيست . ايشان با بيان حقيقت عاشوراى امام حسين عليه السّلام نگاه خود را به فلسفه عزا و عزاداران اينگونه توضيح مىدهد : آن يكى گفتش كه تو ديوانهاى * تو نهاى شيعه عدوّ خانهاى روز عاشورا را نمىدانى كه هست * ماتم جانى كه از قرنى به است پيش مؤمن ، ماتم آن پاك روح * شهرهتر باشد ز صد طوفان نوح
--> ( 1 ) . مراد از اهل تصوف فرقههاى افراطى نيست بلكه صاحبدلانى است كه جلوهء حقيقت و معنويتاند . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 725 و 726 . ( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1535 و 1536 .